• عید بزرگ

    برگی از خاطرات

    عید بزرگ

    عید بزرگ خدای متعال در پایان این ماه که ماه عبادت است روزی را قرار داده است که روز عید باشد، روز اجتماع باشد، برادران مسلمان به هم تهنیت بگویند؛ موفقیّت‌های ماه رمضان را قدر بدانند؛ میان خود و خدا محاسبه کنند؛ آنچه را که در این ماه شریف ذخیره آنها شده است، برای خودشان حفظ کنند. آن روز، روز عید فطر است. لذا روز عید فطر هم اگرچه عید است؛ اما روز عبادت و توسل و تذکر و تقرب به خداست. این روز را قدر بدانید؛ ذخیره تقوا را مغتنم بشمارید و عید فطر را بزرگ بدانید. امروز در قنوت نماز، نُه مرتبه به خدا عرض کردید: «اللّهم انی اسألک خیر ما سألک منه عبادک الصّالحون؛ یعنی بهترین چیزی را که بندگان صالح خدا از او طلب می‌کنند، به ما عطا کن. «و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون»؛ و از آنچه که بندگان مخلص خدا، به خدا پناه می‌برند، ما نیز به خدا پناه می‌بریم. آنچه که شما خواسته‌اید، رضای خداست، تقرّب به خداست، توفیق عمل برای خدا و توفیق عبودیّت الهی است. آنچه که شما از آن به خدا پناه برده‌اید، بندگی نفس است، بندگی هوی است، بندگی غیر خداست، شرک به پروردگار است. ۱۳۷۷/۱۰/۲۸

  • حرکت بابرکت

    حرکت بابرکت

    فرزندان عزیز من! اغلب شما در آن روزها نبودید، آن روزهای سخت و تلخ را ندیدید؛ این دشت زیبا، در یک روزی زیر پای دشمنان شما بود؛ چکمه‌پوشان رژیم بعثی در همین سرزمینی که مال شماست، متعلق به شماست، آن چنان جهنمی بر پا کرده بودند که انسان از جهات مختلف تأسف می‌خورد. در ایام محنت جنگ، قبل از عملیات فتح‌المبین، بنده از این منطقه‌ی شمالیِ مشرف بر این دشت، این چشم‌انداز وسیع را دیده بودم؛ این خاطره از یاد من نمی‌رود که نیروهای دشمن در این سرزمین پهناور با چندین لشکر در اینجا متفرق بودند. آن کسی که کشور شما را نجات داد، همین جوان‌های فداکار و مبارز بودند؛ همین بسیج، همین ارتش، همین سپاه، همین رزمندگان فداکار. آنچه مهم است این است که ملت ایران، سال‌های پرمحنت، ولی پرافتخار دوران جنگ تحمیلی را هرگز از یاد نبرد. من از این حرکت راهیان نور که چند سال است بحمداللّه روزبه‌روز هم در کشور توسعه پیدا کرده بسیار خرسندم و این حرکت را حرکت بسیار بابرکتی می‌دانم. ۱۳۸۹/۰۱/۱۱

  • کرسی نمایندگی

    برگی از خاطرات

    کرسی نمایندگی

    27 بهمن ماه 1358 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در انتخابات نخستین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی اعلام نامزدی کردند. ایشان در این انتخابات از سوی چندین سازمان و گروه اسلامی مورد حمایت قرار گرفته و با کسب بیش از یک میلیون و چهارصد هزار رأی، از حوزه‌ی انتخابیه‌ی تهران وارد مجلس شدند. ایشان به عضویت کمیسیون امور دفاعی درآمده و به ریاست آن انتخاب شدند. در مدت ریاست ایشان، طرح‌ها، لوایح و موضوعات متعددی در کمیسیون امور دفاعی بررسی شد که از مهم‌ترین آنها می‌توان ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران، مسئله‌ی کردستان، مسائل مرزی، مسئله‌ی بلوچستان و سازماندهی نوین ارتش را نام برد. از مواضع مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دوره‌ی نمایندگی نیز می‌توان به صحبت‌های مهم و مستند ایشان در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر برای ریاست‌جمهوری اشاره کرد. آیت‌الله خامنه‌ای در جلسه‌ی بررسی کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس، چهارده دلیل برای عدم کفایت سیاسی او برشمردند از جمله: عدم احترام به نهادهای قانونی، استفاده از هر ابزاری در مقابله با مخالفان، راستگو نبودن، رعایت نکردن حیثیت جمهوری اسلامی در خارج از کشور، به‌کارگیری مشاوران بدنام و مشکوک، افشای اسرار اقتصادی کشور، ایجاد تشنج در کشور پیش از جنگ و حرکت به سمت قدرت مطلقه و استبداد. با انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به مقام ریاست جمهوری در مهر ۱۳۶۰ ایشان قوه‌ی مقنّنه را ترک گفتند.

  • پنجره‌ای رو به آسمان

    برگی از خاطرات

    پنجره‌ای رو به آسمان

    قوام حیات معنوی انسان به تذکر و توسل و خشوع و ذکر است که در مساجد الهی، در جایگاه‌های عبادت، برای انسان فراهم است، مخصوصاً آن مراکز و مساجدی که نشانه‌ای از اولیاءالله در آنها هست. جایی که انسان می‌داند یا ظنّ به این دارد که مورد توجه اولیای الهی است، طبعاً معنویت آن مکان بیشتر است و مسجد مبارک جمکران جزو این گونه مراکزی است که توجه به خدای متعال و تذکر و خشوع و تضرع در آن برای انسان فراهم‌تر است. خوشبختانه امروز این مرکز مورد توجه مردم است؛ قدیم این‌جور رایج و متداول نبود. حاکمیت، حاکمیت فضای معنوی نبود. یکی از عیوب حاکمیت دستگاه‌های سیاسی غیردینی و غیرمعنوی همین غفلت است؛ مردم از ارزش‌هایی که دم دست آنها است و می‌توانند استفاده کنند، غافل می‌مانند. وقتی حاکمیتِ مسلط و محیط بر جامعه، یک حاکمیت معنوی و دینی بود، یک خاصیت طبیعی آن همین است که معنویات رواج پیدا می‌کند. این چیزی است که امروز اتفاق افتاده. نه اینکه امروز گناه نیست، آدم بد وجود ندارد یا آدم بی‌توجه و غافل وجود ندارد؛ چرا، لکن فرق است بین اینکه فضای عمومی جامعه، فضای معنوی باشد، معنویات به عنوان یک ارزش مطرح باشد در جامعه و اینکه معنویات به کلی مغفول یا ضدّارزش باشد. باید این فضا را قدر دانست. ۱۳۸۹/۰۸/۰۶

  • پیروزی نزدیک است

    برگی از خاطرات

    پیروزی نزدیک است

    اسقف کاپوچی، دانشمند و راهب مسیحی از حامیان فلسطین و دارای روابط خوب با جمهوری اسلامی بود و بارها از سوی رژیم صهیونیستی به تبعید و زندان محکوم شده بود. او در سال 1343 به عنوان اسقف قدس انتخاب شد. کاپوچی به خاطر مبارزه در جهت آزادی قدس، چهار سال زندانی، شکنجه و سپس تبعید شد. او که چند روزی بعد از ورود امام خمینی(ره) به کشور برای دیدار با ایشان به ایران آمد، این دیدار را این‌گونه روایت کرده است: از آمدن امام خمینی(س) به تهران، بیش از پانزده روز نگذشته بود که اجازه‌ی رسمی دیدار با ایشان را دریافت کردم. بعد از ورود به ایران به سوی منزل امام حرکت کردیم. ایشان مرا به گرمی در آغوش گرفت و روبوسی کرد. امام برای بیان عطوفت صادقانه‌اش به این آیه قرآن اشاره کرد: «مسیحیان را پرمحبت‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.» کاپوچی همچنین در روز ۵ اسفند ۱۳۶۰ با آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت ایران دیدار داشت.

  • خونی که در رگ ماست

    برگی از خاطرات

    خونی که در رگ ماست

    بیست‌ونهم شهریورماه 1394 بود. یک دیدار خاص با جانبازهای قطع نخاعی و بالای ۷۰ درصد. دسته‌ی ۴۹نفره‌ی جانبازهای قطع‌ نخاعی و بالای ۷۰درصد که هم‌زمان چشم‌ها و یک یا دو عضو بدن خود را از دست داده‌اند، مشتاقِ دیدارِ رهبرِ انقلاب هستند. آمدنِ آقا نزدیک است که یکی از جانبازان می‌گوید: «سلامتی بزرگ جانبازِ انقلاب صلوات». آقا واردِ حسینیه می‌شوند؛ می‌روند سراغِ اولین تخت که جانبازِ ۷۰درصد نخاعِ گردنی است. 28سال است که در این شرایط زندگی می‌کند و هنوز هم بشّاش و باروحیه است. جانباز بعدی هم بیشتر از ۲۸سال است که جانباز شده. آقا با او آذری صحبت می‌کنند: «زنجانلی سان؟!» آقا او را و همه را مثلِ هم، ممتد بوسه‌باران می‌کنند. بیشترشان برای دیدنِ آقا ذوق دارند و مثلِ باران می‌بارند. آقا از همسرهایشان می‌پرسند؛ از مادرها هم و از بچه‌ها. آقا در سخنرانی‌شان هم به این نکته اشاره می‌کنند: «این خانم‌هایی که به‌عنوان همسر، پذیرای رنج شما هستند به معنای واقعی کلمه ایثارگرند. رنج مریض‌داری از رنج مریضی اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.» یکی‌شان می‌گوید: «کربلای ۵ نخاعی شدم و در عملیات بدر چشمم را از دست دادم». جانباز دیگری دو چشم و دو دست ندارد، می‌گوید که اگر باز هم سلامتی پیدا کند، از کشورش دفاع خواهد کرد. بعد از احوالپرسی و سخنرانی آقا، جانبازها، یکی بی‌دست، یکی فقط با یک دست، برخی هم با دو دست بریده شده، برخی‌شان نابینا، و اندکی هم با دو دست شعار می‌دهند: «خونی که در رگِ ماست، هدیه به رهبر ماست».

  • محور قیام

    برگی از خاطرات

    محور قیام

    با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، ۲۸ تیر۱۳۵۷ شماری از طلّاب حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد به ادامه‌ی تبعید آیت‌الله خامنه‌ای اعتراض و خواستار بازگشت ایشان به مشهد شدند. اما گسترش فعالیت‌های انقلابی و مردمی آیت‌الله خامنه‌ای برای ساماندهی مبارزات در ایرانشهر از یک سو، و محبوبیت و نفوذ روزافزون ایشان در میان اقشار مختلف مردم آن سامان از سوی دیگر، مقامات امنیتی را بر آن داشت تا محل تبعید ایشان را به جیرفت که در مقایسه با ایرانشهر دورافتاده‌تر و دارای محدودیت‌های بیشتری بود، تغییر دهند. با گسترش مبارزات مردمی و ناتوانی رژیم در مهار روند انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای در اول مهر ۱۳۵۷ از جیرفت به مشهد بازگشتند. فعالیت‌های مبارزاتی آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد در مدت کوتاه شتاب گرفت و ایشان به همراه آقایان واعظ طبسی، هاشمی‌نژاد و کامیاب، ضمن سازماندهی حرکت‌ها و تظاهرات مردمی، سخنرانی‌های افشاگرانه‌ای را در اجتماعات مردم مشهد ایراد کردند. همچنین آیت‌الله خامنه‌ای در آخرین روزهای آبان همراه با سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد با عزیمت به شهرستان‌های قوچان، شیروان و بجنورد و برپایی جلسات سخنرانی به تقویت جریان انقلاب در دیگر شهرهای خراسان پرداختند.

  • در انتظار امام

    در انتظار امام

    اعلام تصمیم امام خمینی(ره) برای بازگشت به ایران، رژیم پهلوی را به اقداماتی واداشت که آتش انقلابی مردم را دوچندان نمود. تاریخ اعلام‌شده، پنجم بهمن‌ماه بود اما خبرها از اعلام نقص فنی هواپیمای عازم پاریس و مسدود شدن باند فرودگاه مهرآباد توسط تانک‌ها و کامیون‌های ارتشی رژیم حکایت می‌کرد؛ سرانجام از تعطیلی کلیه‌ی پروازهای فرودگاه مهرآباد تا سه روز خبر داده شد. روحانیون انقلابی در اعتراض به این حرکت رژیم، تصمیم به برگزاری تحصن در مسجد دانشگاه تهران گرفتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن روزها، عضو شورای انقلاب بودند، در این تحصن حاضر بودند و مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات تحصن را برعهده گرفتند. در نهایت با عقب‌نشینی رژیم، امام خمینی(ره) روز دوازدهم بهمن 57 وارد ایران شدند.

  • انتشار به مناسبت سالگرد سفر آیت الله خامنه ای به آفریقا

    حامی مظلوم

    انتشار به مناسبت سالگرد سفر آیت الله خامنه ای به آفریقا

    آیت‌الله خامنه‌ای در دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری به کشورهای سوریه، لیبی و الجزایر و در دوره‌ی دوم به کشورهای پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا، موزامبیک، یوگوسلاوی، رومانی، چین و کره‌ی شمالی سفر کردند. ایشان در گزارش خود به مردم درباره‌ی سفر به آفریقا گفتند که در این قارّه علاوه بر پیگیری هدف تحکیم روابط، پیام جمهوری اسلامی مبنی بر حمایت قاطع از مبارزه با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی نیز به گوش مردم منطقه رسانده شد: «ما البتّه به‌ وسیله‌ی بیانیّه و موضع‌گیری در سازمان‌های بین‌المللی و نامه‌نگاری و فرستادن پیک و پیام اعلام نظر خودمان و موضع خودمان را کرده بودیم، اما لازم بود که بیش از این اعلام موضع بشود و این سفر این کار را انجام می‌داد که بنده به عنوان نماینده‌ی ملت ایران و به‌عنوان رئیس شورای‌عالی دفاع یک کشور در حال جنگ، در موقعیت حساس، به‌عنوان سفیر انقلاب بروم در پشت مرزها و دیوارهای کشور مظلوم آفریقای جنوبی و آن‌جا نه یک بار، نه دو بار، بارها فریاد بزنم و بگویم ملّت ایران در کنار مبارزین آفریقای جنوبی که مظلومند قرار دارد و ما با تمام وجود از آنها دفاع می‌کنیم و حمایت می‌کنیم.»بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران

  • انتشار به مناسبت انتصاب حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان امام جمعه تهران در 24 دی ماه 1358

    درایت امام

    انتشار به مناسبت انتصاب حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان امام جمعه تهران در 24 دی ماه 1358

    اولین نماز جمعه‌ی تهران در تاریخ پنجم مردادماه سال ۱۳۵۸ به امامت آیت‌الله طالقانی اقامه شد. اما در فاصله‌ای کوتاه و در نوزده شهریورماه همان سال ایشان دار فانی را وداع گفت. دومین امام جمعه‌ی تهران نیز آیت‌الله منتظری بود که در فاصله‌ی کوتاهی بعد از انتصاب، به قم رفت و از امامت جمعه‌ی تهران استعفا نمود. 24 دی‌ماه 1358 حضرت امام خمینی طی حکمی آیت‌الله خامنه‌ای را به امامت جمعه‌ی تهران منصوب کردند. انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای که به تازگی چهل‌سالگی را پشت سر گذاشته بود، برای عده‌ای سنگین آمد و برخی نیز جوسازی‌هایی کردند. امّا عنایت حضرت امام به آیت‌الله خامنه‌ای حکایت از شناخت خصوصیات و ویژگی‌هایی داشت که در شخصیت سیاسی، فرهنگی و علمی ایشان نهفته بود. این بود که مخالفت‌ها به‌زودی با آشکار شدن علم دینی، قدرت تحلیل و قوّت خطابه‌ی ایشان فروکش کرد، برای عموم مردم درایت امام(قدّس‌سرّه) در حسن انتخاب و انتصاب آیت‌الله خامنه‌ای برای امامت نماز جمعه‌ی تهران روشن شد و نمازهای جمعه در دانشگاه تهران شکوه و عظمت دیگری یافت.

  • انتشار به مناسبت سالگرد شهادت دانشمند هسته ای دکتر مسعود علیمحمدی

    به شما افتخار می کنیم

    انتشار به مناسبت سالگرد شهادت دانشمند هسته ای دکتر مسعود علیمحمدی

    به شما افتخار می‌کنیم آقا در همان روز سی‌اُم دی‌ماه 1389 که به منزل شهید شهریاری رفته بودند، به منزل یک دانشمند شهید دیگر نیز رفتند: دکتر علی‌محمدی. آقا تسلّای خاطری به خانواده‌ی شهید می‌دهند: «به مجرد این که شهید روی زمین افتاد، قبل از آن‌که به آن دنیا برود، ملائکه به استقبالش می‌آیند و به او مژده می‌دهند. او همه‌ی این‌ها را با همین چشم مادی می‌بیند. خدا هم همه‌ی گناهانش را می‌بخشد.»

  • انتشار به مناسبت سالگرد شهادت مصطفی احمدی روشن

    در آغوش پدر

    انتشار به مناسبت سالگرد شهادت مصطفی احمدی روشن

    بیست‌ونهم دی‌ماه 1390 بود. علیرضا پسر شهید مصطفی احمدی روشن، هاج و واج مانده بود از حضور این همه آدم در خانه‌شان.این‌قدر بزرگ بود که بداند در چنین موقعیتی پدرش هم باید باشد برای پذیرایی و مهمانداری! و کلافه از همین موضوع می‌پرسید: «پس بابا کی میاد؟» مادربزرگ علیرضا به او ‌گفت: «بابا را خدا فرستاده مأموریت.»

  • انتشار به مناسبت سالگرد شهادت شهید منصور ستاری

    نخبه‌ی حقیقی

    انتشار به مناسبت سالگرد شهادت شهید منصور ستاری

    شهید منصور ستّاری حقیقتاً یک نخبه بود؛ هم از لحاظ فکری، ذهنی، علمی و عملیاتی، هم از لحاظ انگیزه و ایمان و حضور در عرصه‌های دشوار. خداوند ان‌شاءالله شهید ستّاری عزیزمان را با اولیائش محشور کند. یک نمونه از فعالیت‌های ارتش، عملیات والفجر هشت است. شهید ستّاری آن وقت افسر فنی بود، در نیروی هوایی، هنوز فرمانده نبود؛ کاری کرد در والفجر هشت که رزمندگان از اروند عبور کردند و رفتند آن طرف اروند و فاو را گرفتند و آن قضایای مهم که واقعاً آن حرکت دنیا را تکان داد. آنجا شهید ستّاری و همکارانش چند شبانه‌روز خواب به چشمشان نیامد؛ این دستگاه‌های پدافند را دائماً از اینجا منتقل می‌کردند به آن طرف، از آنجا منتقل می‌کردند به این طرف، مدام شلیک می‌کردند، هواپیما می‌انداختند و جایشان را عوض می‌کردند برای اینکه هدف قرار نگیرند؛ کار فوق‌العاده‌ای کردند که اصلاً قابل توصیف نیست. ۱۳۹۷/۱۱/۱۹ و ۱۳۹۳/۰۷/۳۰

  • انتشار به مناسبت سالگرد شهادت سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی

    ملی‌ترین و امتی‌ترین

    انتشار به مناسبت سالگرد شهادت سردار سرافراز اسلام حاج قاسم سلیمانی

    ملی ترین و امتی ترین بعضی‌ها سعی می‌کنند یک دوگانه‌ی ملت و امت درست کنند؛ ریشه‌ی این کار در اختیار دشمن است. در داخل هم گاهی اوقات می‌بینیم آن کسی که برای امت اسلامی کار می‌کند، دیگر نگاهش لزوماً به سمت ملت ایران نیست؛ یا به عکس. شهید عزیز ما، شهید سلیمانی، ثابت کرد که هم می‌توان ملی‌ترین چهره‌ی کشور بود، هم می‌توان امتی‌ترین چهره‌ی کشور بود. ملی‌ترین بود؛ از کجا معلوم؟ از تشییع جنازه‌ی او! کدام اجتماع را ما در این سال‌های متمادی در دوران انقلاب که دوران اجتماعات عظیم است داریم مثل تشییع ده‌هامیلیونیِ شهید سلیمانی؟ این‌ها چه کسی بودند؟ ملت، این است دیگر. ملت را در توهمات که نمی‌شود تصویر کرد؛ ملت این واقعیت موجود است. ده‌ها میلیون نفر این مرد را بعد از شهادتش تشییع کردند؛ پس ملی‌ترین است. امتی‌ترین هم هست به خاطر اینکه مرتباً نام شهید سلیمانی و یاد شهید سلیمانی در دنیای اسلام دارد تکرار می‌شود، و دائم دارد افزایش پیدا می‌کند؛ این را انسان دارد مشاهده می‌کند و می‌بیند. 1400/10/11

  • انتشار به مناسبت سالروز رحلت آیت‌الله مصباح یزدی

    مایه‌ی برکت

    انتشار به مناسبت سالروز رحلت آیت‌الله مصباح یزدی

    مرحوم آقای مصباح (رضوان‌الله‌علیه) یک خصوصیات منحصربه‌فردی داشتند که من در مجموعه‌ی فضلای برجسته‌ی قم که از قدیم می‌شناختیم، و حالا هم بحمدالله برکات بعضی‌شان ادامه دارد، نگاه می‌کنم جامع این خصوصیات را کسی مثل مرحوم آقای مصباح مشاهده نمی‌کنم. علم فراوان، فکر خوب و نوآور، بیان رسا و واضح، انگیزه‌ی تمام‌نشدنی و بی‌نظیر، خلقیات و رفتارهای شایسته و برجسته، سلوک و معرفت و توجه معنوی و مانند این‌ها؛ مجموع این‌ها را واقعاً انسان نمی‌تواند پیدا کند. این‌ها در آقای مصباح جمع بود. خب جسم ایشان رفت، حیف هم بود، خیلی حیف بود، یعنی وجود ایشان واقعاً مایه‌ی برکت بود. یکی از کسانی بود که ما در طول عمر دیدیم از دوره‌ی جوانی‌شان، نه حالا؛ از آن وقت آدم می‌فهمید ایشان یک مرد متدین، اهل دین و اهل تقوا بودند. از جمله‌ی آن کسانی بود که «مَن یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُه» بود؛ رؤیت ایشان هم آدم را کمک می‌کرد، پیش می‌بُرد، به یاد خدا می‌انداخت. « رهبر معظّم انقلاب ۱۴۰۱/۱۰/۰۵ »

  • انتشار به مناسبت آغاز سال میلادی جدید

    کلبه‌ی با صفا

    انتشار به مناسبت آغاز سال میلادی جدید

    روی دیوار منزل یک مسیحی، فقط دو قاب عکس هست، یکی قاب عکس شهید «روبرت لازار» و دیگری قاب عکس امام و رهبری. ساعت 18:30 پنجم دی‌ماه 1394 است. فقط مادر و دو برادر شهید در منزل هستند. عروس‌ها و نوه‌ها رفته‌اند به کلیسا برای مراسم شب تولد عیسی مسیح علیه‌السلام. رهبر انقلاب می‌رسند. مادر با شوق به استقبال می‌رود و می‌گوید: «کلبه‌ی کوچکم پر شد. خیلی خوشحال شدم شما تشریف آوردید...» بغض نمی‌گذارد حرفش را ادامه دهد. آقا طبق معمول از شهید می‌پرسند. آلفرد(برادر شهید) جواب می‌دهد: «چند روز مونده بود سربازی‌ش تموم شه. اما قبول نکرده بود برگرده. بعد از قطعنامه شهید شد. هم‌رزمش می‌گفت تا لحظه‌ی آخر پشت تیربار بود. هرچی بهش گفتن بریم عقب، نیومد...» آقا به مادر شهید اشاره می‌کنند و می‌گویند: «پشت این مجاهدت، مجاهدتِ این خانم است.» مادر به زبان آشوری چیزی به پسر می‌گوید و آلفرد با شک و تردید از رهبر می‌پرسد: «کیک خانگی می‌خورید؟» آقا که موافقت می‌کنند، گل از گل مادر می‌شکفد. رهبر تکه کیکی می‌خورند و به اطرافیان می‌گویند: «خیلی کیک خوشمزه‌ای است، شماها نمی‌خورید؟» مادر و دو فرزند با هم می‌گویند: «نوش جان». سینی کیک می‌رود بین همراهان. آقا طبق معمول بعد از گپ‌وگفت با خانواده‌ی شهید، اجازه‌ی مرخصی می‌گیرند و قبل از رفتن، به مادر شهید، پسرها و نوه‌ها هدایایی می‌دهند.

  • انتشار به مناسبت روز ملی پارالمپیک

    میدان اراده‌ها

    انتشار به مناسبت روز ملی پارالمپیک

    کسانی که به میدان‌های جنگ رفتند و سلامتی و بخشی از بدن خودشان را در راه خدا و برای کسب رضای او دادند و بعد از آن، با قوّت اراده توانستند آن کمبود جسمانی را به بهترین وجه ترمیم و جبران کنند، حادثه‌ی عظیمی را آفریدند. قهرمانان کسانی هستند که با اراده‌شان کار می‌کنند. یک قهرمان، فقط آن کسی نیست که از جسمِ نیرومند برخوردار است؛ بلکه بیش از جسم، روح و اراده‌ی قوی اوست که در قهرمان شدن تأثیر دارد. اگر کسی اراده‌ی قوی نداشته باشد، اصلاً این قدرت جسمانی را پیدا نمی‌کند. ورزش‌ها و تمرین‌های سخت، با بودن اراده است که برای انسان حاصل می‌شود. شما بحمدالله با این اراده‌ی قوی خودتان و با این پیروزی‌های میدان نبرد ورزشی که در حقیقت یک نوع هماوردی معنوی و فکری است، جمهوری اسلامی را به عزت رساندید. بنده شخصاً از شما متشکرم و ملت ایران از شما متشکر است. ان‌شاءالله کار ورزش و تمرین و قهرمان شدن در میدان‌های نبرد را ادامه دهید. ۱۳۷۲/۰۴/۲۹

  • قدرت ایمان

    برگی از خاطرات

    قدرت ایمان

    آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز ۲۵ مرداد ۱۳۸۵به مناسبت پیروزی مقاومت اسلامی بر رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳روزه پیامی خطاب به حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان صادر کردند. در بخشی از این پیام آمده است: «برادر مجاهد و بسیار عزیز جناب آقای سیدحسن نصرالله (ادام‌الله عمره و عزّه و عافیته). سلام علیکم بما صبرتم. درود بر شما و بر دیگر برادران و بر یکایک مجاهدان حزب‌الله. آن‌چه شما با جهاد و مقاومت بی‌نظیر خود به امت اسلامی هدیه کرده‌اید از حد توصیف این‌جانب بالاتر است. پیروزی شما پیروزی اسلام بود.‌ شما توانستید به حول و قوّه‌ی الهی ثابت کنید که برتری نظامی، به ابزار و سلاح و هواپیما و ناو و تانک نیست، به قدرت ایمان و جهاد و فداکاری همراه با عقل و تدبیر است. شما افسانه‌ی شکست‌ناپذیری و هیبت دروغین ارتش صهیونیست را به سخره‌ گرفتید؛‌ و آسیب‌پذیری رژیم غاصب را به نمایش گذاشتید. دشمن به غلط پنداشته بود که با حمله به لبنان، طرح وهم‌آلود خاورمیانه‌ی دلخواه خود را کلید می‌زند. ملت لبنان و جوانان دلاور و سیاستمداران هوشمندش با سیلی سخت خود، او را از این غفلت بیرون آوردند. به شما و دیگر برادران و دلاوران عرصه‌ی جهاد درود می‌فرستم و دست و بازوی همه‌ی شما را می‌بوسم.»

  • آزادی قطعی

    برگی از خاطرات

    آزادی قطعی

    مسئله‌ی غزه مسئله‌ی یک تکه سرزمین نیست؛ مسئله‌ی فلسطین فقط مسئله‌ی جغرافیا نیست؛ مسئله‌ی بشریت است؛ مسئله‌ی انسانیت است. امروز مسئله‌ی فلسطین شاخص میان پایبندی به اصول انسانی و ضدیت با اصول انسانی است. مسئله این قدر اهمیت دارد. قطعاً تاریخ آمریکا و آینده‌ی آمریکا مغلوب این حرکتی خواهد شد که در این پنجاه شصت سال اخیر در رابطه‌ی با مسئله‌ی فلسطین انجام دادند. مسئله‌ی فلسطین مایه‌ی بدنامی آمریکا در طول قرن‌های متمادی در آینده خواهد بود. فلسطین آزاد خواهد شد؛ در این هیچ شبهه‌ای نداشته باشید. فلسطین قطعاً آزاد خواهد شد و به مردم بر خواهد گشت و در آن‌جا دولت فلسطینی تشکیل خواهد شد؛ در این‌ها هیچ تردیدی نیست؛ اما بدنامی آمریکا و بدنامی غرب برطرف نخواهد شد. این‌ها همچنان بدنام خواهند بود. شکی نیست که بر اساس حقایقی که خدای متعال تقدیر کرده است، خاورمیانه‌ی جدید شکل خواهد گرفت. این خاورمیانه، خاورمیانه‌ی اسلام خواهد بود. ۱۳۸۸/۱۲/۰۸

  • انتشار به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس

    برگی از خاطرات

    انتشار به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس

    « در لباس سربازی » داشتیم می‌آمدیم برویم طرف دبّ حردان در غرب اهواز، شناسایی کنیم ببینیم دشمن کجاهاست. عده‌ای که روبه‌رو رفته بودند با دستپاچگی آمدند و گفتند چند تا نفربر عراقی آمده یا برای شناسایی یا این‌که ماها را دیده‌اند و آمده‌اند که ما را بگیرند. دکتر چمران چند تا آرپی‌جی‌دار فرستاد، بعد گفت من هم می‌روم. من هم می‌خواستم بروم، هر چه اصرار کردم نگذاشت بروم. منتظر نشستیم که ببینیم اگر آنها احتیاج به کمک داشتند برویم جلو. در همین حین دیدیم که دور و بر ما را دارند با توپخانه می‌کوبند. اتفاقاً چون هوا هم گرم بود زیر یک درختی نشسته بودیم. داشتند همان درخت را که یک گرایی محسوب می‌شد می‌کوبیدند. گفتیم برویم آن‌طرف‌تر یک خرده، ببینیم چه می‌شود باز هم می‌کوبند یا نه. در همین حین البته چند تا توپ زدند که ما خوابیدیم؛ من دقیقاً یادم است واقعاً لطف خدا بود که این‌ها به ما اصابت نمی‌کرد. همین‌طور که دراز کشیده بودیم اطراف ما این ترکش‌های خمپاره می‌خورد زمین؛ تَرَک تَرَک تَرَک من می‌شنیدم صدایش را. یک مقداری که عقب رفتیم دیدیم دقیقا همان نقطه‌ای را که ما نشسته بودیم زدند. غرض، سعادت شهادت نداشتیم یا سعادت زنده ماندن داشتیم. ۱۳۶۰/۱۰/۱۶

  • شاعر با صفا

    برگی از خاطرات

    شاعر با صفا

    شهریار در دوران مهمی از زندگی‌اش - در حدود شاید سی‌سال آخر زندگی‌اش - دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت. یعنی به خودش رسید و سعی کرد باطن و معنویت خودش را صفایی ببخشد. وقتی انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه‌ی دینی و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال بسیار خوبی کرد. شاید در آن یکی دو سال اول انقلاب، کسی از ما به یاد شهریار نبود. یعنی گرفتاری‌ها آن‌قدر زیاد بود که مجالی برای این یادها پیش نمی‌آمد. یک وقت دیدیم صدای شهریار، در ستایش انقلاب، از تبریز بلند شد. دیدیم همه‌ی جزئیات انقلاب را او تعقیب می‌کند. در همه‌ی مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثری ایفا کرد. تعداد شعرهایی که شهریار برای جنگ گفته؛ حضوری که او در کنگره‌های مربوط به شعر جنگ پیدا کرده و مدحی که او از بسیج عمومی مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدری زیاد است که اگر انسان نمی‌دید و نمی‌شنید، به دشواری می‌توانست آن را باور کند. این، نشان‌دهنده‌ی نهایت اخلاص و صفا و بزرگواری آن مرد بود. ۱۳۷۱/۹/۱۱

  • دوشادوش مردم

    برگی از خاطرات

    دوشادوش مردم

    27 خرداد 1365 بود. آیت‌الله خامنه‌ای در قامت رئیس جمهور در هفته‌ی جهاد سازندگی به مزرعه‌ی یک خانواده‌ی شهید در روستای فردو از توابع دهستان کهک واقع در ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی قم رفتند و دوشادوش روستاییان مشغول دروی گندم شدند. روستایی با چهل خانوار که حدود صد شهید تقدیم انقلاب کرده بود. آیت‌الله خامنه‌ای در این روستا گندم‌زار یک خانواده‌ی شهید را برای درو انتخاب کردند؛ خانواده‌ای که دو پسر، دو داماد و چندین نوه‌ی خود را در راه اسلام تقدیم کرده بود. برای روستاییان خیلی تعجب‌آور بود که رئیس‌جمهور خودش بلند شده آمده و دارد گندم درو می‌کند. شور و شوق زیادی در کل روستا ایجاد شد و با دیدن این منظره، بقیه‌ی روستانشینان انگیزه‌ی انجام کار جهادی پیدا کردند.

  • عرفه‌ی به یادماندنی

    عرفه‌ی به یادماندنی

    یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم، اعمال آن روز، طولانی هم هست لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند چند ساعت طول می کشد. آن وقت من یادم است که با مادرم «چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبی و این‌ها بود» می رفتیم یک گوشه‌ی حیاط که سایه بود «منزل ما حیاط کوچکی داشت» آنجا فرش پهن می‌کردیم، چون مستحب است که زیر آسمان باشد هوا گرم بود در آن سایه می نشستیم و ساعت های متمادی، اعمال روز عرفه را انجام می‌دادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز، مادرم می خواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، می خواندیم. دوره‌ی جوانی و نوجوانی من این گونه بود؛ دوره‌ی انسی با معنویات و با دعا و این ها. البتّه آن وقت‌ها از یک امتیاز برخوردار بودیم که اگر آن امتیاز، امروز در جوانی باشد، دعا و ذکر و نماز برای او شیرین خواهد بود و مطلقاً خسته کننده نخواهد بود؛ و آن توجّه به معانی است. ببینید هر کسی که از نماز خسته می شود، یا معنای نماز را نمی داند، یا توجّه نمی کند؛ و الاّ اگر کسی معنای نماز را بداند و به نماز هم توجّه بکند، امکان ندارد از نماز خسته بشود، اصلًا امکان ندارد. 1376/11/14

  • دوستی با سردار جانباز حاج احمد قدیریان

    دوستی با سردار جانباز حاج احمد قدیریان

    خاطراتی از دوران تبعید معظم له برگرفته از کتاب خون دلی که لعل شد به مناسبت ۲۷ خرداد سالروز ارتحال دوست دیرین وصمیمی رهبر معظم انقلاب سردار جانباز مرحوم حاج احمد قدیریان

  • تور نامرئی

    برگی از خاطرات

    تور نامرئی

    خاطره‌ای از مقام معظم رهبری از دوران مبارزاتی ایشان در زمان رژیم پهلوی

  • بگو مراقبت کن!

    بگو مراقبت کن!

    خاطره‌ای از محمدعلی میری

  • جای نگرانی نیست

    جای نگرانی نیست

    خاطره‌ای از فضل الله علی اکبری

  • حلقه معرفت

    حلقه معرفت

    خاطره‌ای از سید مصباح عاملی

  • سه نکته برای رسیدن به حق

    سه نکته برای رسیدن به حق

    خاطره‌ای از محمدعلی میری

  • گفتاری در باب صبر

    گفتاری در باب صبر

    خاطره‌ای از غلام نبی گلستانی